AFF Fiction Portal
GroupsMembersexpand_more
person_addRegisterexpand_more

حشره ی حشری , افسانه ی دم پری

By: cixidoru
folder Misc. Non-English › Originals
Rating: Adult ++
Chapters: 25
Views: 956
Reviews: 0
Recommended: 0
Currently Reading: 0
Disclaimer: This is a work of fiction. Any resemblance of characters to actual persons, is purely coincidental. The Author holds exclusive rights to this work. Unauthorized duplication is prohibited.
arrow_back Previous Next arrow_forward

شستشو

شستشو

دخترها در حالی که حشری کوچولوی نیمه بیحال را در آغوش و روی زانو دارند نوازشش میکنند و با هم حرف میزنند:

پری: حیف که روش آب ریخت بوی خوبش رفت!

زری: آره! تازه الان باید دوباره حمومش کنیم، خودمونم باید بشوریم!

پری: اما بعد از حموم میدونم باید چیکارش کنم که بهمون بیشتر حال بده!

و زری و پری غش غش می خندند!!!...

... پری بچه را در آغوش میگیرد و همراه زری به پرواز در می آید؛ آنها در مسیرشان از کنار برگی که دقایقی پیش روی آن نشسته بودند عبور می کنند و زری یک صابون بزرگ دست ساخته ی پری را از کنار وسایل روی برگ برمیدارد و با هم به راهشان ادامه میدهند تا بچه را به یک شعبه ی کم عمق و خلوت رودخانه ببرند و او و خودشان را بشویند؛ اینجا یک جای دنج و امن و خلوت و ساکت است؛ اینجا کم عمق است و قورباغه ها و ماهیها نمیتوانند در آن رفت و آمد کنند؛ این همانجایی ست که حشری دیروز از دست پری پروانه فرار کرد...

پری بچه را روی زمین می گذارد تا دو کاسه ی آب از گلبرگها و گلهای بر زمین افتاده ی اطرافش بسازد؛

ناگهان صدای خاله وزغ از دور می آید؛ حشری وحشت می کند چون می ترسد دوباره به دست قورباغه ها بیفتد؛ و او بخاطر این ترس در همان حالت درازکشیده روی زمین بی اختیار ادرار میکند؛ آخر میدانید؟ بچه از بعد از صبحانه تا الان ادرار نکرده و تازه از اول صبح تا این لحظه کلی هم استرس داشته!

زری که نمی تواند جلوی خنده اش را بگیرد: اوا نیگا کن بچه جیش کرده!

پری با خنده و تمسخر و نگاه به بچه اما با سر متمایل به دوستش زری: آره نیگا چطور این بچه ترسو تو خودش شاشیده!

و کامل رو به حشری درحالیکه انگار نقش بازی می کند: تو چرا از ما می ترسی کوچولو؟

و با تحقیر و تمسخر ادامه میدهد: آهان! از خاله قورباغه میترسی؟!

البته معلوم است که پری از اول هم فهمیده ترس بچه از قورباغه ها ست نه از پروانه و زنبور؛

و پری گویی که انگار نقطه ضعفی از حشری پیدا کرده با حالتی آمیخته از تهدید و استهزاء می گوید: اگه حرف گوش کن نباشی دوباره میدیمت دست قورباغه ها تا بکننت!

و بچه جرأت فرار ندارد هرچند که نمیتواند فرار کند با آنهمه آب کوس که روی بدن و بالهایش ریخته! و او واقعا یک حمام حسابی نیاز دارد تا آب کوص و ادرار همه باهم از بدنش پاک شود...

زری و پری با کاسه های گلبرگی دست سازشان آب زلال را از جوی برمیدارند و روی خودشان و حشری میریزند و حالا با آب و صابون بدنهایشان را می شویند؛ و دوباره آب بر سر خود و بچه میریزند و کف صابونها روی زمین جاری میشود؛ اکنون پس از آبکشی بدنهای تمیزشان به زیبایی می درخشد؛

نسیم ملایمی می وزد و به آفتاب ملایم و سایه روشن کمک میکند و خیسی تن این سه حشره رفع میشود اما بدنهایشان هنوز کمی نم دارد...

arrow_back Previous Next arrow_forward

Age Verification Required

This website contains adult content. You must be 18 years or older to access this site.

Are you 18 years of age or older?

Need Help? Click Here or Try Again