AFF Fiction Portal
GroupsMembersexpand_more
person_addRegisterexpand_more

حشره ی حشری , افسانه ی دم پری

By: cixidoru
folder Misc. Non-English › Originals
Rating: Adult ++
Chapters: 25
Views: 955
Reviews: 0
Recommended: 0
Currently Reading: 0
Disclaimer: This is a work of fiction. Any resemblance of characters to actual persons, is purely coincidental. The Author holds exclusive rights to this work. Unauthorized duplication is prohibited.
arrow_back Previous Next arrow_forward

بالاخره گیرت اوردیم!

بالاخره گیرت اوردیم!

 


-زری با حالت شکارچی که به صیدش نزدیک میشود: تو چرا از دست ما فرار میکنی کوچولو؟! ما دوستت داریم خوشگله!

-پری درحالیکه نگاهش به حشری است سرش را به طرف زری مایل میکند و میگوید: وای ببین چقده خوشگله! و دوباره رو به حشری میکند: حیف نیس که بدون ما می پری؟!

-زری خطاب به حشری با حالت لبخند پیروزمندانه و کمی بدجنسانه: آره پری جون راست میگه! تو باید پیش ما باشی!

-پری با نگاه به حشری و چشم نازک کردن مغرورانه: اصلا باید مال ما بشی، و کمی رو به زری میکند اما نگاهش را از حشری برنمیدارد: مگه نه زری جون؟!

-زری با چهره و صدایی شاد و خندان: آره عزیزم! باید ببریمش خونه!

و درحالیکه به طرف بچه دست میبرند تا او را بغل کنند از هم میپرسند: حالا خونه ی من یا خونه ی تو؟

-هرکدوم نزدیکتره عزیزم!

-واااای نیگا چقدر سفیده!

-آره چقدرم لطیف و نرمه!

... اما زری و پری به محض اینکه انگشتان و کف دستشان به بدن نرم و سفید این بچه میخورد ناگهان تحریک میشوند و بی اختیار به ارگاسم میرسند و آب فراوان کوصهایشان را روی پوست سفید و لطیف بدن زیبای پسرک می پاشند ...

با اینکه حشری ضربات نسبتا محکم پاشیدن شدن آب کوص زری و پری را روی بدن حساس و لطیفش حس میکند و کمی تحریک میشود اما هنوز بدنش شل و نرم است و دخترها نمیتوانند از کیر و دم در دوطرف بدن این پسربچه استفاده کنند؛ پس زری و پری شروع میکنند بدن بچه را مالش و ماساژ میدهند تا بدنش را برای تجاوز به او آماده کنند؛ در حین این مالشها پری و زری چندبار بی اختیار ارگاسم میشوند و بازهم آب کوس زیادی را محکم روی بدن این بچه می پاشند تا کار ماساژ دادن پسرک آسان شود؛ بالاخره پستانها و کیر و دم پسرک سفت و شق میشود و دو خانم محترم روی این بستر نرم طبیعی که همانا برگهای لطیف بوته ی گل است همزمان از دو طرف به او تجاوز میکنند؛ حشری به نفس نفس می افتد و به انزال میرسد و پس از آن بدنش دوباره نرم و شل میشود و امکان دوباره گاییدنش از دست میرود؛ دخترها فعلا کمی ارضاء شده اند اما کاملا سیر نشده اند؛ حشری از حال رفته و در آغوش این دو زن مهربان خوابیده؛

دخترها در حالی که او را در آغوش و روی زانو دارند نوازشش میکنند و با هم صحبت میکنند:

پری: حیف که روش آب ریخت بوی خوبش رفت!

زری: آره! تازه الان باید دوباره حمومش کنیم، خودمونم باید بشوریم!

پری: اما بعد از حموم میدونم باید چیکارش کنم که بهمون بیشتر حال بده!

و زری و پری غش غش می خندند!!!...

arrow_back Previous Next arrow_forward

Age Verification Required

This website contains adult content. You must be 18 years or older to access this site.

Are you 18 years of age or older?

Need Help? Click Here or Try Again